در حال بارگزاری ...
بسته

KPI چگونه رشد تجارت شما را تسریع می کند؟

KPI چگونه رشد تجارت شما را تسریع می کند؟

مدیری را تصور کنید که کارمندان خود را گردآورده و می گوید، "من می خواهم شما به دو هدف برسید، اول افزایش چشمگیر فروش ما و دوم اینکه مشتریان، ما را بیشتر دوست داشته باشند." کارمندان گیج خواهند شد، و با خود می گویند که منظور وی از افزایش بسیار زیاد فروش و اینکه مشتریان ما را بیشتر دوست داشته باشند چیست؟! چگونه میزان علاقه مشتریان را نسبت به شرکت خود اندازه گیری خواهیم کرد؟ افزایش فروش مورد نیاز چیست و چه زمانی باید به این اهداف برسیم؟ در اینجا نقش شاخص های اصلی عملکرد (KPI) ظاهر می شود، که یک چارچوب و زبان مشترک برای دستیابی به اهداف و اندازه گیری نتایج برنامه و پروژه ایجاد می کند.

کارمندان به احتمال زیاد در دستیابی به اهداف مدیر موفق نخواهند شد و در وهله اول نمی دانند که چگونه به آنها دست یابند، زیرا آنها هدف را دقیق نمی دانند و آنچه می شنوند اصطلاحات سست و عمومی است. اما KPI چیست؟ و چگونه می تواند به شما در تسریع رشد تجارت خود کمک کند؟

شاخص های اصلی عملکرد (KPI) چیست؟

شاخص های اصلی عملکرد (KPI) چیست؟

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) معیارهای کمی هستند که اهداف کلی و انتزاعی را به معیارهای خاص و کنترل شده تبدیل می کنند. این میزان موفقیت شرکت، پروژه یا سازمان در دستیابی به این اهداف را اندازه گیری می کند، خواه اهداف مالی، عملیاتی، بازاریابی یا سایر اهداف قابل اندازه گیری مانند:

- در پنج سال آینده میزان موفقیت دانش آموزان در مدرسه به 98٪ افزایش می یابد.

- طی دو ماه کاهش نرخ پرش به کمتر از 40٪ می رسد.

- افزایش مشتریان جدید به شرکت 50٪ سالانه طی 3 سال.

استفاده از KPI محدود به ارزیابی عملکرد برنامه ها و پروژه ها نیست. اما همچنین می تواند برای ارزیابی عملکرد کارمندان و ادارات یا میزان ماندگاری کارمندان جدید و دیگران مورد استفاده قرار گیرد. از KPI می توان برای اندازه گیری عملکرد و پیشرفت در جهت دستیابی به اهداف در همه زمینه ها، چه در بخش خصوصی، چه بخش خیرخواهانه یا بخش دولتی استفاده کرد.

اهمیت شاخص های عملکرد

اهمیت شاخص های عملکرد

شرکت ها از KPI برای ارزیابی موفقیت برنامه ها و پروژه های خود در دستیابی به اهداف تعیین شده استفاده می کنند. آنها برای ترسیم دوره شرکت، برنامه های آن و جهت گیری کارکنان ضروری هستند. این امر مزایای دیگری دارد، مانند:

1. تصمیم گیری

شاخص های عملکرد تصمیم گیری را برای مدیران و صاحبان پروژه آسان می کند. اگر مدیر مجبور باشد در مورد یک جنبه از کار تصمیم خاصی بگیرد و گزینه های مختلفی روی میز باشد. مطالعه و تجزیه و تحلیل تأثیر هر یک از گزینه ها بر شاخص های اصلی عملکرد کافی است، و انتخاب بر اساس آن گزینه که بهترین نتایج را برای دستیابی به شاخص های عملکرد به دست می آورد.

2. جذب سرمایه گذاری ها

اگر می خواهید سرمایه گذاران را برای تأمین بودجه پروژه یا استارتاپ خود متقاعد کنید، باید امکان سنجی و سودآوری پروژه را به آنها نشان دهید. بهترین روش برای این کار استفاده از KPI است که به سرمایه گذاران تصویری روشن و قابل درک از اهداف و آینده شرکت ارائه می دهد.

3. نظارت و ارزیابی

KPI به شما کمک می کند تا پیشرفت پروژه های خود را ردیابی کنید و عملکرد کارمندان، محصولات یا کمپین های بازاریابی خود را ارزیابی کنید. فرض کنید شما یک وبلاگ دارید و می خواهید از طریق شبکه های اجتماعی ترافیک را هدایت کنید. فرضا تصمیم گرفتید یک کمپین بازاریابی در فیس بوک ایجاد کنید. برای اطمینان از موفقیت کمپین خود، و اینکه زمان، تلاش و هزینه ای که سرمایه گذاری می کنید در حال بازده است، یک شاخص عملکرد ایجاد می کنید که میزان بازدید از فیس بوک را به شرح زیر اندازه گیری می کند:

- در ماه 4 از فیس بوک 400 بازدید از وبلاگ داشته باشید

- طی 5 ماه 800 بازدید از وبلاگ خود از فیس بوک داشته باشید

- در ماه 6، از فیس بوک 2000 بازدید از وبلاگ داشته باشید

اکنون می توانید ماهانه کمپین بازاریابی خود را رصد و ارزیابی کنید. اگر دیدید که کمپین شما به شاخص های عملکردی رسیده یا از آنها فراتر رفته است، به این معنی است که موفقیت آمیز است و ممکن است بخواهید ادامه دهید. اگر عکس این اتفاق بیفتد، شاید مجبور باشید به دنبال یک استراتژی بازاریابی بهتر باشید.

4. تمرکز تلاشها

KPI به شما کمک می کند تا تلاش خود را روی سودآورترین محصولات یا خدمات متمرکز کنید. به عنوان مثال اگر صاحب یک فروشگاه آنلاین هستید و شاخص عملکرد زیر را شناسایی کرده اید: "افزایش 20 درصدی فروش در طول یک ماه" ، می توانید محصولات را به 3 بخش تقسیم کنید:

 - محصولاتی که به شاخص های عملکردی دست پیدا نکردند، زیرا فروش آنها در صورت لزوم افزایش پیدا نکرد (20٪).

- محصولاتی که به KPI رسیده اند.

- محصولاتی که فروش خود را بیش از 20 درصد افزایش داده و از شاخص عملکرد مشخص شده فراتر بردند.

در این حالت، ممکن است عاقلانه باشد که تلاش خود را برای بازاریابی بر روی محصولاتی متمرکز کنید که از شاخص های عملکرد مشخص شده یا فراتر رفته باشند.

درگیری کارکنان

5. درگیری کارکنان

بازار کار امروز مستلزم این است که کارمند فعال باشد، در مشاغل خلاق و غیر یکنواخت کار کند. این ممکن است مسئولیت زیادی را به عهده او بگذارد و از او بخواهد که پیش قدم باشد و بداند چگونه اهداف خود را تعیین کند و به آنها برسد.

شاخص های عملکرد برای کارمند مانند یک قطب نما است، زیرا او را به مقصد نهایی که باید برسد راهنمایی می کند. بنابراین، بهتر است به جای اینکه اهداف خود را به صورت زیر عنوان کنید: "فروش را به طور سریع افزایش دهید" ، یک kpi مانند "20 درصد افزایش فروش تا پایان سال" ایجاد کنید.

این فرمول بهتر است، زیرا کارکنان بخش فروش دقیقاً هدف مورد نظر را می دانند و بر این اساس می توانند کار خود را به سمت دستیابی به شاخص عملکرد هدایت کنند و هر لحظه می توانند بدانند که چقدر به رسیدن (یا دور بودن) هدف نزدیک هستند.

6. کار از راه دور

بسیاری از شرکتها به دلیل مزایای زیادی که برای آن به همراه دارد، از جمله گزینه های افزایش بهره وری، کاهش هزینه ها و بهبود زندگی کارمندان گزینه کار از راه دور را انتخاب می کنند. با این حال، کار از راه دور برخی چالش ها را ایجاد می کند، از جمله ارزیابی کارکنان و پیگیری آنها.

در یک محیط کار سنتی که کارمند از مقر شرکت کار می کند، کارمند معمولاً از نظر حضور، تعهد و بهره وری ارزیابی می شود. با این وجود، در کار از راه دور، کارمند در محل کار حضور پیدا نمی کند و همچنین ملزم به رعایت ساعات کار خاصی نیست. مهم این است که کاری که به او سپرده شده است در مدت زمان مشخص و با کیفیت لازم انجام شود.

شاخص های عملکرد شغلی - که شاخص هایی برای اندازه گیری عملکرد کارکنان هستند - بهترین گزینه برای ارزیابی کارمند هستند، زیرا آنها عملکرد و بهره وری او را به طور دقیق و به زبان اعداد اندازه گیری می کنند و این همان چیزی است که مهم است. مهم نیست که کارگر از راه دور کار را چگونه انجام می دهد یا چه موقع، مهم این است که شرکت یا صاحب پروژه یک کار خوب و عالی را دریافت کند.

KPI های هوشمند

همانطور که از نام آن مشخص است، این نوع شاخص عملکرد بر اندازه گیری پیشرفت اهداف هوشمند متمرکز است، اهدافی که 5 شرط را برآورده می کنند:

خاص: اگر هدف مبهم باشد، احتمالاً هدف خوبی نیست. هدفی که می خواهید از طریق KPI اندازه گیری کنید باید مشخص و واضح باشد. در اینجا مثالی از اهداف نامشخص آورده شده است:

- فروش سالانه افزایش می یابد

- بهبود بهره وری کارکنان

- سال آینده کارمندان را شادتر کنید

- تصویر برند را بهبود ببخشید

این اهداف خاص نیستند، سست و مبهم هستند. بهتر است آنها را با اهدافی جایگزین کنید:

 - فروش سالانه را 20٪ افزایش دهید

- بهبود بهره وری کارکنان 30٪ در سال آینده

- تأمین بیمه درمانی 40٪ از کارمندان در سال آینده

- پیروان حساب برند طی 3 ماه 70٪ افزایش یافتند

قابل اندازه گیری: شاخص های عملکرد پیشرفت در دستیابی به هدف را اندازه گیری می کنند، اگر هدف قابل اندازه گیری نیست، پس چه فایده ای دارد؟ هدف شما باید قابل اندازه گیری باشد و شما می توانید آن را به راحتی و واضح اندازه بگیرید.

قابل دستیابی: یکی از اشتباهاتی که کارآفرینان مرتکب می شوند این است که اهداف غیر واقعی را تعیین می کنند، به ویژه در ابتدای پروژه، از اهداف مانند "افزایش فروش 150٪" یا "بهبود بهره وری کارمندان 200٪" جلوگیری می کنند.

این اهداف غیرواقعی هستند و شما به احتمال زیاد در رسیدن به آنها ناکام خواهید بود و این ممکن است شما را ناامید کند. هدف اصلی شاخص عملکرد سنجش میزان پیشرفت به سمت هدف است و اگر هدف قابل دستیابی نباشد، شاخص چه اندازه خواهد گرفت.

مربوط: حتی اگر هدف مشخص، قابل اندازه گیری و واقع بینانه باشد، اگر برای پروژه شما مفید نباشد، هیچ فایده ای برای شما نخواهد داشت. هیچ چیز مانع استفاده از یک شاخص عملکرد مانند: "اختصاص یک مکان پارک برای همه کارمندان شرکت در طی یک ماه" نمی شود.

این هدف به خودی خود برای کارمندان خوب و سودمند است، اما آیا این یک اولویت است؟ آیا این امر به شما کمک می کند تا به استراتژی کلی خود برسید؟ احتمالاً موارد دیگری نیز وجود دارد که باید روی آنها تمرکز کنید.

چارچوب زمانی: آخرین مولفه پنج هدف هوشمند، زمان است. KPI ماهیت موقتی دارند، آنها شاخص ها را به طور دوره ای و در مهلت های از پیش تعیین شده اندازه گیری می کنند. بنابراین، هدف شما باید برای همه مهلت مشخص و مشخص داشته باشد.

KPI های SMART پیشرفت در دستیابی به اهداف SMART را اندازه گیری می کنند. به همین دلیل آنها بسیار مهم و معتبر هستند، اهداف تصادفی یا بی ربط را نمی سنجند، بلکه اهدافی را هدف قرار می دهند که مستقیماً بر بهره وری و عملکرد شرکت تأثیر می گذارند.

انواع شاخص های عملکرد

انواع شاخص های عملکرد

1. شاخص های عملکرد مالی

این نوع شاخص عملکرد بر اندازه گیری اهداف مالی مانند سود خالص ، نقدینگی یا بدهی شرکت متمرکز است. در اینجا چند نمونه از این نوع KPI آورده شده است:

افزایش سود خالص شرکت 50٪ سالانه طی 4 سال.

ظرف مدت دو سال 40٪ از بدهی های شرکت بکاهید.

افزایش ارزش سهام این شرکت در بورس اوراق بهادار طی سه ماهه اول سال آینده 5٪

2. شاخص عملکرد شغلی

این نوع شاخص عملکرد بر عملکرد ، رفتار ، تعهد ، رشد و مهارت کارکنان متمرکز است. به عنوان مثال ، اگر این شرکت قصد دارد به استفاده از فناوری های دیجیتال روی آورد. آنها باید کارمندان خود را برای استفاده از این فناوری ها آموزش دهند. بنابراین ممکن است kpi زیر را اتخاذ کنید:

آموزش 20٪ از کارمندان برای استفاده از فناوریهای جدید دیجیتال طی یک ماه.

ظرف 50 ماه 50٪ از كاركنان را در زمينه استفاده از فن آوري هاي ديجيتال آموزش دهيد.

ظرف مدت 3 ماه به 100٪ کارمندان در زمینه استفاده از فن آوری های دیجیتال آموزش دهید.

3. KPI عملیاتی

این شاخص ها بر جنبه های عملیاتی سازمان متمرکز هستند ، مانند: سرعت ارائه خدمات ، هزینه ساخت و سایر کارهای عملیاتی. به عنوان مثال ، ممکن است یک فروشگاه آنلاین بخواهد سرعت خرید به خریداران را تسریع کند ، بنابراین ممکن است kpi زیر را اتخاذ کند: کاهش زمان تحویل خرید به مشتریان به 24 ساعت تا سال جدید.

4. شاخص های رشد

رشد ، بنیان اقتصاد امروز شده است ، حتی گاهی اوقات مهمتر از سود. به عنوان مثال شرکتی مانند Uber در سال 2019 حدود 8 میلیارد دلار ضرر کرد ، با این حال سرمایه گذاران آن را قبول دارند ، زیرا این شرکت به سرعت و به طور مداوم در حال رشد و گسترش است.

شاخص های رشد اساساً هر آنچه مربوط به رشد یک شرکت یا پروژه است را می سنجند و از اهمیت بسیاری برخوردار هستند ، کمتر از شاخص های عملکرد مالی ، به ویژه برای شرکت های نوظهور. در اینجا چند نمونه از این نوع اشاره گرها آورده شده است:

طی یک سال تعداد مشتریان جدید را 200٪ افزایش دهید

در مدت 3 ماه تعداد بازدید کنندگان سایت را 100٪ افزایش دهید.

افزایش تعداد مشترکان کانال YouTube به میزان 500٪ در مدت شش ماه.

5. شاخص های مشتری

این شاخص ها روی مشتریان متمرکز است. آنچه در اینجا منظور می شود تعداد مشتریان نیست ، بلکه رابطه مشتریان با شرکت و رضایت آنها از آن و محصولات و خدمات آن و وفاداری آنها به برند است. اندازه گیری این شاخص ها یا حتی فرموله کردن آنها کار آسانی نیست ، زیرا آنها سعی می کنند احساسات مشتریان را بسنجند ، که به تعداد قابل بیان نیست ، بنابراین شرکت ها سعی می کنند شاخص های غیر مستقیم را برای اندازه گیری رضایت مشتری فرموله کنند ، مانند:

تعداد خریدهای تکراری: هرچه خریدهای مکرر بیشتر باشد ، شواهد بیشتری درباره خریداران محصولات این شرکت بیشتر است. KPI زیر را می توان از این معیار استخراج کرد:

30٪ از خریداران هر ماه برای خرید دوباره برمی گردند

در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: اگر شما و مطالب شما را دوست نداشته باشند مردم شما را در شبکه های اجتماعی دنبال نمی کنند. بنابراین این یک شاخص خوب برای میزان علاقه مردم و ارتباط آنها با این برند است. در اینجا مثالی از KPI آورده شده است:

ظرف یک ماه تعداد دنبال کنندگان را در فیس بوک ، توییتر و اینستاگرام 80٪ افزایش دهید.

پشتیبانی مشتری: پشتیبانی از مشتری یکی از مهمترین عواملی است که در ارتباط مشتری با یک برند تأثیرگذار است. وقتی شرکتی خدمات پشتیبانی خوبی را به مشتریان خود ارائه می دهد ، این نشانگر احترام آن به آنهاست و این باعث افزایش وفاداری آنها به آن می شود. برخی از KPI ها برای اندازه گیری کیفیت خدمات پشتیبانی مشتری:

میانگین زمان پاسخگویی به سوالات مشتری از طریق ایمیل نباید بیش از 12 ساعت باشد.

میانگین پاسخگویی به سوالات مشتری از طریق تلفن نباید بیش از 5 دقیقه باشد

ظرف دو ماه آینده اضافه کردن سرویس پشتیبانی چت برای مشتریان در کشورهای حوزه خلیج فارس. و ظرف مدت 6 ماه خدمات پشتیبانی چت را به بقیه کشورهای عربی اضافه کنید.

نحوه تنظیم شاخص های عملکرد

نحوه تنظیم شاخص های عملکرد

ده ها معیار عملکرد ممکن وجود دارد ، شما می توانید یک شاخص عملکرد برای اندازه گیری تمام اهداف شرکت استخراج کنید. شما می توانید شاخص هایی برای سنجش عملکرد هر کارمند در شرکت ، هر محصول یا خدمتی که می فروشید و هر هدف شما ایجاد کنید. اما در نهایت ده ها ، اگر نه صدها KPI ، کار کنید. آنچه باعث گیج شدن شرکت و کارمندان آن می شود ، حواس آنها را پرت می کند و آنها نمی دانند روی چه چیزی تمرکز کنند.

شرکت باید بر اهداف اولویت دار متمرکز شود. به عنوان مثال ، یک شرکت نوپا ممکن است به جای سود ، بر افزایش آگاهی ، رشد و محبوبیت برند تمرکز کند. بنابراین ممکن است معیارهایی مانند تعداد دنبال کنندگان حساب های اجتماعی خود یا تعداد مشتریان جدیدش را انتخاب کند. شرکت های بزرگ ممکن است روی سود و حفظ مشتریان فعلی تمرکز کنند. بنابراین ممکن است معیارهایی مانند سود خالص و سهم بازار را اتخاذ کنید.

این شرکت همچنین باید رقبا را تجزیه و تحلیل کند. برای مثال ، اگر نرخ رشد شرکت اصلی رقیب شما 30٪ باشد ، اگر می خواهید به رقابت ادامه دهید ، باید شاخص عملکردی مانند: "دستیابی به نرخ رشد 40٪ در سال جاری" را انتخاب کنید. در اینجا چند فاکتور برای انتخاب KPI وجود دارد:

کمی باشید: باید بتوانید شاخص را با اعداد واضح بیان کنید. معیارهایی مانند "شادتر ساختن کارمندان" ، "بهبود رقابت شرکت" یا "افزایش شناخت برند" از نظر کیفی ، کمی نیستند و به تعداد قابل بیان نیستند. بنابراین قابل اندازه گیری نیست.

وضوح: اگر اندازه گیری یک شاخص عملکرد بسیار پیچیده است ، یا ممکن نیست ، شما قادر به اندازه گیری آن نخواهید بود و مفید نخواهد بود.

عینیت: باید در انتخاب شاخص ها عینی باشید. به هوی و هوس و خواسته های شخصی اعتماد نکنید. بلکه شاخص ها را براساس ملاحظات عینی و علمی انتخاب کنید.

همسویی با استراتژی شرکت: شاخص های عملکرد باید با اهداف شرکت همسو باشند هر KPI باید موفقیت جنبه ای از استراتژی را اندازه گیری کند ، چه در بازاریابی ، فروش ، گسترش ، بهره وری و سود.

KPI باید با اهداف اصلی شرکت مرتبط باشد ، یعنی اهدافی که مستقیماً بر موفقیت ، عملکرد کلی و موقعیت رقابتی شرکت تأثیر می گذارند. این بسیار مهم است تا تلاش خود را صرف اهداف ثانویه و غیر حیاتی نکنید.

اگر نمی دانید چگونه شاخص های عملکرد مناسب را انتخاب کنید ، تلاش و منابع شما در تلاش برای بهبود این شاخص ها هدر می رود ، با این تصور که در پروژه خود پیشرفت می کنید ، فقط متوجه می شوید که پروژه شما حتی با وجود شاخص های عملکردی رو به جلو نیست. شما خوب به نظر می رسید اما از آنجا که اهدافی را اندازه گیری می کند که مهم نیستند یا بی اثر هستند ، برداشت غلطی از وضعیت پروژه به شما می دهد.

KPI ها باید تمام اهداف اصلی را که به رشد شرکت و تقویت موقعیت رقابتی آن کمک می کند ، پوشش دهند. این شاخص ها باید اثربخشی ، بهره وری ، کیفیت ، عملکرد برنامه ها و پروژه ها ، استفاده از منابع موجود شرکت و سایر عوامل را اندازه گیری کنند. قبل از انتخاب KPI ، س yourselfالات زیر را از خود بپرسید:

اهداف و نتایجی که می خواهید بدست آورید چیست؟

آیا این نتایج برای موفقیت پروژه مهم هستند؟

آیا این نتایج و اهداف قابل اندازه گیری هستند؟ چگونه قصد اندازه گیری آن را دارید؟

چه زمانی قصد اندازه گیری آن را دارید؟ و چند بار؟

KPI ها را به روز کنید

KPI یکبار فراموش شدن نیست. هدف آن اندازه گیری عملکرد شرکت ، پروژه یا کارمندان شما است. تا زمانی که اهداف شما تغییر کند ، یا به دلیل تغییر در فضای رقابتی یا در برنامه کلی شما ، طبیعی است که این تغییرات در شاخص های عملکرد شما منعکس شود.

هر از چند گاهی شاخص های عملکرد را مرور کنید تا مطمئن شوید که هنوز با پروژه و اهداف شما مرتبط هستند. فرض کنید شما یک فروشگاه آنلاین دارید که در یک کشور عربی خاص لباس می فروشد و شاخص های عملکرد محدود به گسترش در آن کشور است. سپس تصمیم گرفتم در همه جای دنیا گسترش و فروش داشته باشم.

در این حالت ، شما باید شاخص های عملکرد را به روز کنید و اصلاحاتی را که در برنامه کلی خود ایجاد کرده اید ، در نظر بگیرید ، اهداف قدیمی نادیده گرفته شده اند و همچنین شاخص های عملکرد مربوطه.

اندازه گیری شاخص های عملکرد

اندازه گیری شاخص های عملکرد

باید دقیقاً مشخص شود که شاخص عملکرد چگونه اندازه گیری می شود و چه کسی مسئول اندازه گیری آن است. به عنوان مثال ، اگر شاخص عملکرد را انتخاب کنید: "در 3 ماه تعداد بازدید کنندگان سایت من را 50٪ افزایش دهید." شما می توانید با نصب Google Analytics در سایت خود ، این شاخص را اندازه گیری کنید که گزارش های روزانه مربوط به میزان بازدید و سایر معیارها را برای شما صادر می کند.

چه KPI ها را هفتگی ، ماهانه و یا حتی سالانه اندازه گیری می کنید ، باید اطمینان حاصل کنید که همه این اندازه گیری ها را می بینند ، به طوری که هر کارمند یا تیم بداند که آیا در مسیر درست و با سرعت کافی برای رسیدن به اهداف تعیین شده پیش می روند. بهترین روش برای به اشتراک گذاشتن اندازه گیری شاخص های عملکرد انتشار آنها در گزارش ها ، ترجیحاً گزارش های دیجیتالی برای تسهیل انتشار به بقیه کارمندان ، یا در وب سایت شرکت ، از طریق ایمیل یا از طریق سایر بسترهای ارتباطی است.

مدل kpi

بیایید مقاله را با یک نمونه نماینده KPI به پایان برسانیم. بیایید بگوییم یک استارت آپ وجود دارد که در بخش نرم افزار کار می کند. شرکتهای این حوزه معمولاً در مقایسه با سایر بخشها از نرخ رشد بالایی برخوردار هستند. در این مثال ، میانگین نرخ رشد بخش را 40 درصد فرض خواهیم کرد.

طبیعی است که تلاش کنیم بیش از این میزان باشد یا حداقل با آن مطابقت داشته باشیم. به عنوان یک شرکت نوپا ، بیشترین تمرکز آن روی سود نیست ، بلکه رشد ، گسترش و جذب مشتری جدید است. مدیر شرکت کارکنان خود را جمع آوری کرد و از آنها خواست شاخص های اصلی عملکرد را برای پیگیری پیشرفت شرکت در سال آینده انتخاب کنند. کارکنان وی 3 هدف را پیشنهاد دادند:

تعداد مشتریان جدید را افزایش دهید

بهبود اعتبار شرکت

سود شرکت را افزایش دهید

هدف سوم اگرچه مهم به نظر می رسد اما برای یک شرکت نوپا حیاتی نیست ، زیرا انتظار نمی رود از همان ابتدا سودآوری داشته باشد. بنابراین تمرکز بر روی دو هدف دیگر خواهد بود. در مورد هدف اول ، تیم در مورد KPI زیر توافق کرد:

جذب 20،000 مشتری جدید در طول یک سال ، تقسیم شده به شرح زیر:

1000 مشتری جدید در ماه اول

2000 مشتری جدید در دو ماه

5000 مشتری جدید در 3 ماه

10000 مشتری جدید در 6 ماه

ظرف یک سال 20 هزار مشتری جدید

هدف دوم دشوارترین است ، زیرا اندازه گیری مستقیم شهرت شرکت دشوار است. بنابراین یکی از کارمندان این شرکت برای قدردانی از محبوبیت این شرکت نزد مردم پیشنهاد کرد به شبکه های اجتماعی اعتماد کند. گروه کاری در مورد kpi زیر توافق کردند:

افزایش دنبال کنندگان حساب های این شرکت در اینستاگرام ، فیس بوک و توییتر به مدت 30 ماه به مدت 30 ماه به مدت 6 ماه.

این شاخص به راحتی قابل اندازه گیری است و همچنین به خوبی بیان می کند که مردم چقدر مارک تجاری را دوست دارند و به آن اهمیت می دهند. در اینجا لازم به ذکر است که شاخص های عملکرد اگر در قفسه ها باقی بمانند ، بی فایده هستند. اگر در وهله اول کارکنان خود را از این اهداف نمی دانند چگونه انتظار دارید که در رسیدن به اهداف مورد نظر موفق شوند. هر کارمند در شرکت باید KPI ها و دلایل انتخاب آنها را بداند.

همچنین ترجیح داده می شود هنگام تهیه آن با آنها مشورت کنید ، زیرا این کار باعث می شود احساس کنند عضوی از شرکت هستند و فقط کارمندان نیستند. کارمندان و ذینفعان خود را به طور کلی جمع کنید ، آنها را با KPI معرفی کنید و برای آنها توضیح دهید که چرا هر شاخص را به صورت جداگانه انتخاب کرده اید. کارمندان شما معمولاً از شما سال می کنند که چرا این نشانگر را به جای آن انتخاب نکرده اید ، یا چرا این مقدار دقیق را انتخاب کرده اید.

به سوالات آنها پاسخ دهید و به پیشنهادات آنها گوش فرا دهید. دانستن شاخص های هدف برای کارمندان شما کافی نیست ، آنها باید معتقد باشند که آنها یک معیار واقع بینانه و دقیق برای موفقیت برنامه ها و اقدامات خود هستند. این تنها راه مشارکت دادن آنها در تلاشهای شرکت برای دستیابی به اهداف مورد نظر است.

سرانجام، KPI معیار معیار ارزیابی موفقیت شما در استراتژی ها و برنامه های خود هستند. پروژه شما دیجیتالی یا سنتی باشد، مهم این است که شاخص های عملکردی مناسبی را انتخاب کنید و وقت خود را برای ساخت آنها اختصاص دهید. اگر وقت کافی ندارید و یا به کمک حرفه ای نیاز دارید ، می توانید یک متخصص تجارت استخدام کنید تا به شما در طراحی شاخص های عملکرد دقیق و موثر در مدت زمان کوتاه و با هزینه مقرون به صرفه کمک کند.

نویسنده: امین اصلانپور
مطالب اخیر:
چگونه یک طرح بازاریابی در شبکه های اجتماعی موفق می شود؟
روانشناسی رنگ: چگونه رنگ مناسب را برای برند خود انتخاب می کنید؟
تجارت اجتماعی چیست؟
تکنیک های کاملا حرفه ای در معرفی محصول جدید

ثبت نظرات

دسته ها
جستجو
0 سبد
پروفایل
بیشتر
تماس
دسته بندی ها